سعید خسروجردی، ۱۴۰۵
پیش بینی رفتارهای غیرعادی و ریسک تقلب در گزارشگری مالی شرکت ها با رویکرد هوش مصنوعی
هدف از پژوهش حاضر، طراحی الگوی چابکسازی برنامه درسی مقطع ابتدایی بهمنظور پاسخگویی به تحولات شتابان عصر دیجیتال و غلبه بر ناکارآمدی ساختارهای سنتی و متمرکز آموزشی است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی-توسعهای و از نظر رویکرد، کاملاً کیفی با راهبرد نظریه دادهبنیاد (رویکرد سیستماتیک اشتراوس و کوربین، ????) انجام شد. جامعه آماری شامل معلمان و مدیران باسابقه مدارس ابتدایی شهرستان سبزوار به تعداد 137 نفر بود که با استفاده از نمونهگیری هدفمند و نظری، ?? نفر تا حصول اشباع نظری انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته گردآوری و با روش کدگذاری سهمرحلهای (باز، محوری و انتخابی) تجزیهوتحلیل گردیدند. یافتههای پژوهش منجر به شناسایی «گذار به اکوسیستم یادگیری چابک، تابآور و شخصیسازیشده» بهعنوان مقوله هستهای شد. مدل پارادایمی استخراجشده نشان داد که چالشهای ساختاری و الزامات محیطی (شرایط علی)، در بستر فرهنگ سازمانی حمایتگر و همسویی با اسناد بالادستی (شرایط زمینهساز)، با وجود محدودیتهای زیرساختی و زمانی (عوامل مداخلهگر)، از طریق راهبردهای انعطافپذیری، شخصیسازی یادگیری و نظام بازخورد چرخهکوتاه (راهبردها)، به پیامدهایی نظیر یادگیری عمیق، کاهش فراموشی و افزایش تابآوری نظام آموزشی منجر میشود. این الگوی بومی، چارچوبی عملیاتی و منطبق با زیستبوم آموزشی ایران ارائه میدهد که میتواند شکاف میان برنامه درسی قصدشده و تجربهشده را کاهش داده و معلمان را از مجریان صرف، به طراحان هوشمند فرآیند یادگیری ارتقا دهد.
کلیدواژهها:
واژگان کلیدی: طراحی الگو، چابکسازی، برنامه درسی، مقطع ابتدایی، نظریه دادهبنیاد.